دل‌م، بی آب و علف است

و من سرزمینی بی مرزم
بی هیچ مرزبانی
که آماج حمله گشته است
انگار کن تکه زمینی‌ام
بر سر راه تمام جنگ‌ها
بر سر راه تمام چنگیزها
که هی پا می‌خورد
انگار کن تمام ویرانی عالم
بر گرده‌ام سنگینی می‌کند
و نسل جوانه‌ها منقرض شده
شاید اگر تو پادشاه‌م بودی
من حد و مرزی داشتم
میان دستان‌ت ...

/ 0 نظر / 19 بازدید